من هميشه نگران خطهاي كنار جادهام.به خاطر همين بيشتر جادهها رو تا تهش رفتم ميدوني چرا ؟، ميخوام برم ، شـــايــــد يه روزي اين دو تا به هم رسيدن . آخه دلم براشون ميسوزه اين دوتا از اول جاده پا به پاي هم به اميد به هم رسيدن تا آخر جاده ميان ولي .... تا حالا كه هيچوقت نشده به هم برسن اگر هم رسيدن راه بقيه رو بستن ، اونا موقع رسيدنشون همه چي رو خراب ميكنن . ميدوني چيه اونا نميدونن توي دنيا هيچوقت دوتا خط موازي به هم ديگه نميرسن . ممكنه به هم برسن ولي يا بايد راهشون كج بشه كه هيچوقت راه كج به مقصد نميرسه يا اينكه بايد مسير رو دور بزنن اينجوري هم آخر مسير حتما همديگر رو دور ميزنن! ميدوني چيه ؟ اونا راه رسيدن رو بلد نيستن . اون دوتا يه عيب بزرگ دارن ، ميخوان از اول مسير چشم تو چشم هم باشن تا اينكه آخر مسير در آغوش هم باشن . ولي نـــــخــــــــيــــــــــر ، اينجوري نميشه! اصلا نميشه! ميدوني چيه ؟ اونا نميدونن يه روزي ، توي افق ، ميشه به هم رسيد ! اگه يه بار دور از هم وايسن و از دور مسير عشقشون رو نگاه كنن ، رسيدن رو هم مي تونن ببينن:« همه خطهاي موازي ، توي افق به هم ميرسن ، همشون» هميشه بايد يادمون باشه : «تا وقتي از اول چشم تو چشم هم باشيم هيچوقت به افق نميرسيم....» 
+ نوشته شده در شنبه 1385/08/27ساعت 0:0 توسط سعدانه |
چه رعبانگيزند آنان كه: با تمناهاي هوسآلود ، معناي عشق را به سخره ميگيرند . نگارين اصنامي كه عشق را ، با معشوقههاي بسيار لگدمال ميكنند... 
+ نوشته شده در جمعه 1385/08/12ساعت 20:33 توسط سعدانه |
مي خواهم فريــــــاد بلندي بكشم آیا گوش شنوایی برای فریاد مظلومانه کودکان هست؟ آیا چشمی پرچم سفید آنها را می بیند ؟ صدای کودکان بی پناه به کدامین آسمان باید برسد ؟ تاشاید باران ببارد و آتش خشم ما خاموش شود 
كه صدايم به شما هم برسد
من به فريــــــــاد همانند كسي
كه نيازي به تنفس دارد
مشت مي كوبد بر در
پنجه مي سايد بر پنجره ها
محتاجم
من هم آوازم را سر خواهم داد
چاره درد مرا بايد اين داد كند
از شما خفته چند
چه كسي مي ايد با من فريــــــــــــــــــــاد كند ؟
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/08/08ساعت 0:0 توسط سعدانه |
| ||||||