تبليغاتX
کبوتر خوشبختی

کبوتر خوشبختی

پری برای پریدن

 تا وقتي از اول چشم تو چشم هم باشيم هيچوقت به افق نمي‌رسيم....

من هميشه نگران خطهاي كنار جاده‌ام.به خاطر همين بيشتر جاده‌ها رو تا تهش رفتم

 

ميدوني چرا ؟، مي‌خوام برم ، شـــايــــد يه روزي اين دو تا به هم رسيدن .

 

آخه دلم براشون ميسوزه اين دوتا از اول جاده پا به پاي هم به اميد به هم رسيدن تا

آخر جاده ميان ولي ....

 

تا حالا كه هيچوقت نشده به هم برسن اگر هم رسيدن راه بقيه رو بستن ، اونا موقع

 

رسيدنشون همه چي رو خراب مي‌كنن . ميدوني چيه اونا نميدونن توي دنيا هيچوقت دوتا خط موازي به هم ديگه نمي‌رسن .

 

ممكنه به هم برسن ولي يا بايد راهشون كج بشه كه هيچوقت راه كج به مقصد

 

نمي‌رسه يا اينكه بايد مسير رو دور بزنن اينجوري هم آخر مسير حتما همديگر رو دور ميزنن!

 

مي‌دوني چيه ؟ اونا راه رسيدن رو بلد نيستن .

 

اون دوتا يه عيب بزرگ دارن ، مي‌خوان از اول مسير چشم تو چشم هم باشن تا اينكه

 

آخر مسير در آغوش هم باشن . ولي نـــــخــــــــيــــــــــر ، اينجوري نميشه!

اصلا نميشه!

 

مي‌دوني چيه ؟ اونا نميدونن يه روزي ، توي افق ، ميشه به هم رسيد !

 

اگه يه بار دور از هم وايسن و از دور مسير عشقشون رو نگاه كنن ، رسيدن رو هم

 

مي تونن ببينن:« همه خطهاي موازي ، توي افق به هم ميرسن ، همشون»

 

هميشه بايد يادمون باشه :

 

«تا وقتي از اول چشم تو چشم هم باشيم هيچوقت به افق نمي‌رسيم....»

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/08/27ساعت 0:0 توسط سعدانه |


 

چه رعب‌انگيزند آنان كه:

 

با تمنا‌هاي هوس‌آلود ،

 

معناي عشق را به سخره مي‌گيرند .

 

نگارين اصنامي كه عشق را ،

 

با معشوقه‌هاي بسيار

 

                     لگدمال مي‌كنند...                        

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1385/08/12ساعت 20:33 توسط سعدانه |


مي خواهم فريــــــاد بلندي بكشم
كه صدايم به شما هم برسد
من به فريــــــــاد همانند كسي
كه نيازي به تنفس دارد
مشت مي كوبد بر در
پنجه مي سايد بر پنجره ها
محتاجم
من هم آوازم را سر خواهم داد
چاره درد مرا بايد اين داد كند
از شما خفته چند
چه كسي مي ايد با من فريــــــــــــــــــــاد كند ؟

 

 

آیا گوش شنوایی برای فریاد مظلومانه کودکان هست؟

آیا چشمی پرچم سفید آنها را می بیند ؟

صدای کودکان بی پناه به کدامین آسمان باید برسد ؟

تاشاید باران ببارد

و آتش خشم ما خاموش شود

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/08/08ساعت 0:0 توسط سعدانه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اين‌ها نوشته‌هاي يه جوجه كبوتري بود كه خوب يا بد داشت زندگي ميكرد . تا اينكه زندگيش به

جايي رسيد كه فهميد بايد بزرگ بشه تا پرواز كنه و بره . يه شب از فرشته مهربون خواست كه

بهش پر پروازش رو بده . فرشته گفت : باید بری و پر پروازت رو خودت پيدا كنی به خاطر همین

اون رو تبديلش كرد به يه انسان .

از اون روز تا حالا همه جا دنبال پر پروازش رفته ولی هنوز پر پروازش رو پيدا نكرده....



... حرفهایم حرفهای تنهاییست

حرفهایی که تحمل سنگینی جمله ها را ندارند

جمله ها روزند / روشنند

حتی احمق ترین افراد

آنها را می فهمند

حرف های من تاریکند

خودم چراغشان را خاموش می کنم

تا فقط کسانی آنها را بخوانند

که دستشان به کلید چراغ برسد...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

سایت رسمی رضا امیرخانی
سایت رسمی عرفان نظر آهاری
سایت رسمی مصطفی مستور
مرحوم قیصر امین پور
شهید مطهری
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

بهمن 1387

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385


آرشیو موضوعی

شخصی
مناسبتي


پیوندها

جونور شناسی!!!(وبلاگ من و شوق پرواز)
همه چیز درباره راجر فدرر و تنیس
دست نوشته های یک جادوگر
و خداوند معجزه مي‌كند...
زندگي با وجود او زيباست
من هم مثل تو هستم
احساس انسان بودن
طلبه ای طالب یار
زيباترين شكيب
خاطرات برسا
باران مسیحا
مجنون صفت
حاصل اوقات
سكوت شب
کتاب خوانی
پرنده خارزار
بشنو از نی
شوق پرواز
کلبه متروک
همرنگ آب
یاس خاکی
امید منتظر
دسته گل
!اِند ِ هنر
يا حنّان
نیکادل
پنجره
سُکر
نگین
نگاه
ذهن چسبناک
مرجان آسمونی
بهارنارنج
دنیای رویا


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS